شخصيت شناسي زن
1. زن آخرين مخلوق كارخانه هستي است.بعد از جمادات،نباتات و حيوانات،آدم و حوا(پس ازآدم)آفريده شده است.
2. خداوند در خلقت حوا به خودش تبريك گفته است:«ثم انشانا خلقا آخر فتبارك الله احسن الخالقين »
3. زن يكي از چهار آيت الهي است:«و من آياته ان خلق لكم من انفسكم ازواجا لتسكنوا اليها»
4. هر مردي به چهار اعتبار به چتر زنانه وصل است:مادر،خواهر،دختر و همسر.
5. هر مخلوق زوجي دارد؛حتي سوره هاي قرآن ، و زوج مرد همانا زن است:«و خلقناكم ازواجا»
6. «زن» جلوه جمال الهي است و مرد جلوه جلال الهي:«ان الله جميل و يحب الجمال»
7. «مادري» بالاترين شان يك زن است كه با آن كامل مي شود و كمال مي بخشد:«الجنه تحت اقدام الامهات»
8. «زن» از نظر جسمي ظريف تر و از نظر روحي لطيف تر از مرد است و از نظر كلامي حريف تر.
9. «زن ها» شباهت هايي با خدا دارند: شريك ناپذيرند،مشتاق تجلي اند،سن بر آنها نمي گذرد،نگران مرگ نيستند.
10. «زن ها» مانند گل هستند و مردها مانند در خت و شايد به همين مناسبت سعدي نام كتابهايش را «گلستان» و «بوستان» گذاشته است.
11. «زن» بايد «شعف» داشته باشد و مرد «شرف» و ازدواج بايستي هم وسيله داشته باشد و هم هدف.
12. براي زن «عفت» تعريف شده است و براي مرد «غيرت».
13. ازدواج سالم آن است كه با «موازين عقل»تاييد و با «مضامين عشق»تضمين شود.
14. زن بايد«زنانگي»داشته باشد و مرد«مردانگي» يعني هر كدامشان«خود» باشند.
15. اختلاف بين زن و مرد مي تواند هنرمندانه به «سازندگي» انجامد و ناهنرمندانه به«سوزندگي».
16. «زن شناسي» از «خداشناسي»مشكل تر است ولي از «خودشناسي»لازم تر.
17. نيمي از حال و تمام آينده را زن ها مي سازند،بدون آنكه صدايش را در بياورند.
18. زن ها معمولاً از چهار«سين»خوششان نمي آيد:سن،سوسك،سكوت و سياست.
19. زن ها فقط از يك دروغ خوششان مي آيد و آن تعريف از «جمالشان» است.
20. سقراط حكيم گفته است:«اگر زني با شوهرش هماهنگ باشد،او را«خوشبخت»و اگر ناهماهنگ باشد،«فيلسوف»مي كند،پس در هر دو صورت بايد ازدواج كرد.»